آتناآتنا، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 27 روز سن داره

❀ღ آتنا دختر طلایی ما ❀ღ

بازی بازی بازی

1392/8/13 11:55
نویسنده : مامانی
113 بازدید
اشتراک گذاری

❇ ❇ ❇ هو العظیم ❇ ❇ ❇

77سلام دخترک شیرین من،

novo37این روزا بازیهات خیلی جالب تر و دخترونه تر شده. الان تقریباً 2 هفته ای میشه که خونه خاله مریم هستیم، چون عمو مهدی مشرف شده به سفر حج ، مامان جونم اونجاست تا مریم تنها نباشه، منم رفتم کرج پیش اونا که تو پیش مامانی و خاله مریم و ملیکا و میثم باشی.

novo11ملیکا برات همبازی خوبیه، و خیلی با هم سرگرم میشین، وقتی دارین بازی می کنین دوست دارم فقط نگاتون کنم.گاهی خیلی سازگار و مهربون و گاهی هم سر مثلاً یدونه مداد لج میکنین و ...

charmmy3البته قابل توجه سر کار خانوم باید بگم که معمولاً و در 90% مواقع تو هر وسیله ای دست ملیکا می بینی میگی : (( اَ نّا ، بده ، بده ه ه ه ه )) و در نهایت ملیکا که چند لحظه ای صبر میکنه تا شاید تو بی خیال شی ، بعد که میبینه نخیر شما کوتاه نمیای اون اسباب بازی رو بهت میده بعد با یه قیافه درهم و ناراحت نگات میکنه و با زبون شیرینش میگه : (( چه دختل لوسی هستی ))، تو هم که خوشحال از بدست آوردن اسباب بازی هستی بی توجه به حرف اون به بازیت ادامه میدی.animated gif of toys- octopus toy

novo9دیشب داشتی با فنجون و قوری و سماور کوچولوت بازی میکردی، برای من و خودت چایی میریختی و الکی میخوردیم، بعد هم چشماتو می بستی و با لبخند میگفتی :(( به به ))39 ، قوری رو به من میدادی و میگفتی :(( اریز )) یعنی بریز، حالا نوبت منه که چایی بریزم، خلاصه خیلی با مزه بازی میکردی.

animated gifs of toys- hobby horse, rocking horseتازه یادم رفته بود بگم، عاشق کتاب داستانی، یدونه کتاب میدی به من و یدونه هم خودت ورق میزنی، به من میگی :((اِخون )) یعنی بخون، بعد که من شروع میکنم به خوندن توهم کتابتو با صدای بلند میخونی و ورق میزنی و بعضی از عکساشو که میشناسی توی حرفات میگی.

راستی خاله مریم و دایی عبدالرضا یادت دادن که وقتی بهت میگن : (( آتنا نگووو ... )) تو میگی :(( بلا بگووو)) ، وااای که دلم میخواد یه گازت بگیرم اون موقع.

خلاصه فعلاً دیگه همین، چیزی یادم اومد حتماً مینویسم ....

24

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)